چرا و چگونه کتاب بخوانیم/اصول خلاصه نویسی

و اینجاست که اگرما هر کتابی را خواندیم، بعد از یک مدتی دیگر نمی‌توانیم کتاب ‌بخوانیم. چون بنای ما از مطالعه ارتباط با اَسرار خلوت علماء نبوده ‌است و لذا کتاب از چشم‌ ما می‌افتد.

« علما در خلوت خود اسراری را برای ما مکتوب ‌کرده‌اند تا از طریق مطالعة آن اسرار، با نتایجی که علما در خلوت خود به‌ دست ‌آورده‌اند هم‌آغوش شویم». یکی از چیزهایی که نمی‌گذارد ما مطالعه ‌کنیم، این است که دنبال مکتوبات خلوت علما نیستیم. مگر کسی می‌تواند برای کسی چیزی بنویسد؟! باید خودش عالَم داشته ‌باشد و در این عالَم یک میوه‌های خاصّی از آن عالَم برایش آمده ‌باشد، و حال آن میوه‌ها را به زبان نوشتار به شما می‌دهد شما هم از طریق این نوشتار به آن میوه‌ها وصل ‌می‌شوید. البته مواظب ‌باشید که:
ای بسا ابلیس آدم‌روی هست
پس به هر دستی نباید داد دست
و اینجاست که اگرما هر کتابی را خواندیم، بعد از یک مدتی دیگر نمی‌توانیم کتاب ‌بخوانیم. چون بنای ما از مطالعه ارتباط با اَسرار خلوت علماء نبوده ‌است و لذا کتاب از چشم‌ ما می‌افتد.

متن بالا قسمتی از جزوه سخنرانی استاد طاهرزاده با موضوع «ضرورت و نحوه مطالعه» است.پایگاه پژوهشی تحلیلی راهبردی

دریافت جزوه ضرورت و نحوه مطالعه

دریافت جزوه اصول خلاصه نویسی

اردوی دیگری در راه است

یادش بخیر اردوی تابستان 1393 خیلی زود گشت.




آماده باشید اردوی جنبشی با موضوع قرآن در راه است.

علوم انسانی تنگه احد جمهوری اسلامی است

 آیت‌الله حائری شیرازی می‌گوید:کرسی علوم انسانی دانشگاه‌ها تنگه احد نظام است؛ اگر اسلام این کرسی را فتح کرد، عقب ماندگی‌هایش خطری ندارد و همه جبران می‌شود، اما اگر اسلام از فتح این کرسی عاجز ماند، تمام پیروزی‌ها روی هواست.

گفت‌و‌گوی تفصیلی تسنیم با آیت‌الله حائری شیرازی

به گزارش خبرنگارفرهنگی خبرگزاری تسنیم، گفت‌وگوی پیش رو که با موضوع علوم انسانی صورت گرفته بازتاب دیدگاه‌های آیت‌الله حائری شیرازی عضو مجلس خبرگان رهبری دربارهٔ علوم انسانی اسلامی است. به‌نظر او، علوم انسانی را به‌خلاف علوم تجربی نمی‌توان علم به شمار آورد؛ زیرا این پاره از علوم عمدتاً بر اساس پیش‌فرض‌هایی غیرمتقن و‌ گاه نادرست بنا گردیده است. با این حال، غربی‌ها همین علوم انسانی را ابزار تسلط بر ملت‌ها و زمینه ساز استعمار کشور‌ها قرار داده‌اند. می‌توان مدعی شد بزرگ‌ترین خطر علوم انسانی غرب، تحقیر گواهی انسانی بشر و در نتیجه، منحرف کردن انسان از فطرت اوست؛ درحالی که اسلام انسان را ارزشمند و بزرگ می‌دارد.

آیت‌الله حائری معتقد است اسلامی سازی علوم آن‌گاه اتفاق می‌افتد که اصول موضوعه آن مثلاً انسان‌شناسی آن، اسلامی باشد؛ همچنان که اصول موضوعهٔ علوم انسانی غربی غیردینی برآمده از نوعی فرض و قرارداد است، بلکه می‌توان گفت خاستگاه علوم انسانی غرب، اندیشه‌های یهودی و صهیونیستی است. از این رو، برای نجات کشور و جوانان و دانشجویان ضروری است اولاً متن این علوم پیراسته و سالم‌سازی شود و ثانیاً استادان آن دارای اندیشهٔ صحیح و تقوای عملی باشند.

مشروح گفت‌وگوی تسنیم با آیت‌الله حائری شیرازی در ادامه آمده است:

حساسیت به علوم انسانی را ابتدا مرحوم آیت‌الله قدوسی طرح کردند

*تسنیم: موضوع علوم انسانی از ابتدای انقلاب مورد بحث بوده؛ یعنی بحث بیمارگونه بودن علوم انسانی، نقش آن در ادارهٔ جامعه و خطری که علوم انسانی موجود با مبانی سکولار و گاهی الحادی برای جامعهٔ اسلامی دارد، از ابتدا برای صاحب نظران امر مطرح شد. در طول این سی و چند سال که از انقلاب اسلامی می‌گذرد، صاحب‌نظران مختلف تلاش‌های گوناگونی برای اصلاح این امر و پی‌ریزی علوم انسانی مبتنی بر مبنای اسلامی و صحیح انجام دادند؛ اما به‌دلایل مختلف هنوز یک راه روشنی برای حل این مسائل که مورد قبول همه باشد و عملاً در جامعه اجرا شود، نداریم. در سالهای اخیر، تأکید‌های مقام معظم رهبری این مسئله را جان دوباره‌ای بخشید و موسسهٔ آموزشی و پژوهشی امام خمینی (قدس سره) بنا بر آن رسالتی که برای خود تعریف کرده است ــ که عمدتاً به بازسازی علوم انسانی بر اساس مبانی اسلامی مربوط می‌شود ــ احساس وظیفه کرد و مبانی این علوم را بار دیگر به بحث گذاشت و از اندیشمندان مختلف دعوت کرد تا در این زمینه تلاش مضاعفی را انجام دهند. حضرت‌عالی از سال‌های اول طرح بحث علوم انسانی دیدگاه‌های خود را در این زمینه بیان فرموده‌اید و اخیراً هم بیشتر در این باره سخنرانی‌ها و مصاحبه‌هایی انجام داده‌اید. از این روی، می‌خواستیم از نظرات شما بهره ببریم. به‌عنوان اولین سؤال بفرمایید دلیل حساسیت اندیشمندان دینی نسبت به وضعیت علوم انسانی رایج چیست؟ و از نخستین کسانی که این حساسیت را ابراز کردند، چه‌کسی را در ذهن دارید؟

حساسیت دربارهٔ علوم انسانی، به‌ویژه نسبت به جامعه‌شناسی را مرحوم آیت‌الله قدوسی اظهار کردند و خیلی نگران بودند افرادی که جامعه‌شناسی می‌خوانند، عقاید خاصی پیدا می‌کنند؛ آن موقع در سایر قسمت‌ها حساسیت خاصی دیده نمی‌شد. فقط آقای آریانپور در کتاب زمینهٔ جامعه‌شناسی این تعبیر را دارند که «روابط تولید زیربناست و دستگاه شناخت روبناست». این قسمت خطرناک‌ترین مطالب و در عین حال رایج‌ترین و پذیرفته شده‌ترین مطالب بود. از همین راه، خیلی ساده در یک جلسه با یک حرکت، اعتقادات ضعیف را نابود می‌کرد. در کلاس‌های درس ایشان، عنوان می‌شد که ادیان یک ضرورت‌اند و باید باشند و همیشه می‌توانند مفید باشند؛ اما مثل شمعک‌اند، ساختمان تا کامل نشده است، شمعک‌ها لازم‌اند اما بعد از کامل شدن همین‌ها موانع هستند؛ آن‌ها این گونه تحلیل می‌کردند که در مقطعی ضرورت داشته است که این‌ها وجود داشته باشند؛ همهٔ انبیا و ادیان را به هم عطف می‌کردند. به‌عنوان نرم افزاری که در انسان به وجود می‌آید و خود انسان این را برای استفادهٔ موقت به وجود می‌آورد. بعد که بنیهٔ علمی و عقلانی انسان شکل گرفت، مثل سقف خانه که بر پایه‌ها استوار است، دیگر این شمعک‌ها مانع برای بهره برداری می‌شوند. از این روی براندازی‌اش بسیار لازم است.

استدلال‌های دیگری هم دارند که شبیه همین است؛ البته در هر جایی متناسب با خودش؛ مثلاً وقتی می‌خواهند حکم قطع دست سارق را رد کنند می‌گویند دزد چون کار نداشته دزدی کرده است. حالا دستش را قطع می‌کنند که این کار پیدا کردن، ذاتی او شود و دیگر دزدی نکند. جایی این را عنوان کرده بود و طرف هم به‌دلیل ضعفی که داشته آن را باور کرده بود. مسائل این‌چنینی عموماً مغالطه است علم نیست.

در علوم تجربی واقعاً با علم مواجه‌ایم، ولی علوم انسانی به‌معنای دقیق علم نیست

در مسائل علوم تجربی واقعاً با علم روبه‌رو هستیم. چیزی به‌نام دانش وجود دارد؛ اما در علوم انسانی یک جا را به من نشان دهید که علمی باشد. فقط می‌توانید بگویید این‌ها چون بر اساس کار تحقیقاتی یک روال خاصی دارد و به آن شاکلهٔ علمی می‌گویند؛ یک اسلوب دارد؛ اما اینکه این‌ها به چیزی رسیده باشند، این‌گونه نیست. مسئله دیالکتیک را هم که مطرح می‌کنند، دقیقاً به‌دلیل تهی‌دستی آنان است. معنایش این است که بگو و بشنو. ببینیم در این گفت و شنود به کجا می‌رسیم؛ یعنی یک حرکت است.

عده‌ای تحت تأثیر پوپر گناه شرع را «ثبات‌» آن می‌دانند

پیش‌تر می‌گفتند حرکت علمی این‌گونه است که نسل به نسل و عصر به عصر باید تحول پیدا کند و کهنه و نو شود؛ اگر بخواهد حرکت علمی باشد، باید نسبت به حالت قبلش تکاذب داشته باشد، وگرنه رشد نداشته است. الآن کار به جایی رسیده است که آقای پوپر عنوان می‌کند لحظه به لحظه قرن به قرن و نسل به نسل تحولات تازه و تازه می‌شوند و مسائلی که خودشان را در زمان دوم تکذیب نکنند، غیرعلمی‌اند و گناه شرع را و اینکه آن را غیرعلمی قلمداد می‌کنند هم همین ثباتش می‌دانند؛ چون از نظر آنان روابط تولید زیربناست، و شرع و دین روبناست و چون زیربنا در حال حرکت است دین هم باید متغیر باشد، چیزی که خیلی خطرناک است.

جریان دعوای مسیحیت و کلیسا با اصحاب علم و کسانی که می‌گفتند زمین حرکت می‌کند و کروی است برای حوزهٔ علمیه ما عبرت شد؛ زیرا در آنجا این دو گروه با هم دعوا کردند و کلیسا با وجود اینکه دلایل قطعی از تورات و انجیل در دست داشت با اصحاب علم مخالفت کرد در حالی که حق با علم بود. در نتیجه چنین دعوایی این شد که تمام عزت و قدرت کلیسا از دست رفت و کلیسا تسلیم نتایج علمی شد. به همین روی فعالیت‌هایش محدود به کلیسا شد و از دخالت در امور سیاسی و اجتماعی منع گردید و گفتند تنها علم باید در امور سیاسی و اجتماعی دخالت کند. اینجا (ایران و در مکتب اسلام) یک حالت خودسانسوری پیش آمده بود: چه‌کسی گفته دین با علم مخالف است؟ دین همیشه از علم دفاع کرده است؛ درحالی که این دو قیاس با هم فرق دارد. موضوعی که کلیسا دچار آن شد دینِ منسوخ است؛ به‌دلیل تحریفاتی که در آن بود، بر مبنای‌‌ همان به دست آورده بود که زمین حرکت نمی‌کند؛ همان‌طور که برداشت‌های عمومی دیگران به‌عنوان شعورِ عام،‌‌ همان را ملاک قرار داده بودند. دین منسوخ است اما شما با ناسخ روبه‌رو هستید و ناسخ به منسوخ هیچ ربطی ندارد.

در مواجهه علم و دین موضع حوزه «کی بود؟ کی بود؟ من نبودم!» شد

مشکل دیگر اینکه، کرویت و حرکت زمین جزو علوم تجربی است و به علوم انسانی ربطی ندارد. الآن کسی دربارهٔ علوم تجربی دعوا ندارد؛ بحث دربارهٔ علوم انسانی است. از این دو فارق غفلت شده بود و نتیجهٔ آن، این شده بود که حوزه مثل «کی بود، کی بود، من نبودم» شد و هرکسی خودش را کنار می‌کشید که «من نگفته‌ام مخالف علم هستم و ما نگفته‌ایم اسلام مخالف علم است». ترسیدند و گرفتار احتیاط‌زدگی شدند و در این سی سال، چوب این حالت ضعف شجاعت را خوردیم؛ خیلی فرصت‌ها را در این سی سال از دست دادیم.

سوره «الشمس» در حوزه علوم انسانی بسیار کارساز است

*تسنیم: به‌نظر شما خطرناک‌ترین مبنای فلسفی که علوم انسانی غرب را به کژراهه کشانده، کدام مبنا است و اسلام چه نگاهی به این مبنا دارد؟

علوم انسانی غرب، گوهر انسان را کوچک می‌کند. بزرگ‌ترین خطری که علوم انسانی غرب دارد، این است که به انسان ثابت کند که تو هیچ هستی؛ یعنی وقتی می‌گوید که دستگاه شناخت روبناست، یعنی تو شبیه پر کاه هستی؛ یعنی یک رفلکس است. شیطان از راه علوم انسانی وارد شد و از این راه همهٔ عالَم را پر از ظلم و جور کرد. چه ظلمی بد‌تر از اینکه انسان به خودش ظلم کند. قرآن چه زیبا جواب این‌ها را می‌دهد: «وَ نَفسٍ وَ ما سَوا‌ها * فَألهَمَ‌ها فُجورَ‌ها وَ تَقوا‌ها» چرا به جای دیگر مربوط می‌کنید، من به همهٔ انسان‌ها الهام کردم؛ به انبیا وحی، و به کل انسان‌ها الهام کردم. این‌ها به من برمی‌گردد. این‌ها می‌گویند او از کجا فهمید؟ سورهٔ «والشمس» در علوم انسانی خیلی کارساز است.

عصر ما عصر انفجار حجت باطن است

من ابتدا که به حوزه آمدم، دوست داشتم نزد استاد اخلاقی بروم که دربارهٔ خدا برایم بگوید. در میدان آستانه از یک روزنامه‌فروشی که کتاب‌ها را کیلویی می‌فروخت چون ارزان بود، چند کیلو کتاب خریدم و به حجره آمدم. بین کتاب‌ها، کتاب «زنبور عسل» نوشته «موریس پترمن» بود. کتاب را می‌خواندم و نمی‌دانم چه حالی به من دست داد،‌ گاه مسلمان کنندهٔ ما واسطه‌اش یک کافر می‌شود. ما دو حجت داشتیم و استفاده نکردیم در حالی که آن‌ها یک حجت داشتند و خوب از آن استفاده کردند.

آیت‌الله مصباح  می‌گفت خانوادهٔ برخی مسلمانان خارج از کشور از برخی حزب اللهی‌ها هم بهترند

عصر ما عصر انفجار حجت باطن است؛ عصر آشتی انسان با حجت باطن است. ساده نیست که می‌گوید من بیست سال با این‌ها زندگی می‌کنم و یک دروغ از این‌ها نشنیدم و یک خلاف امانت از این‌ها ندیدم. من از آیت‌الله مصباح ــ دامت برکاته ــ شنیدم که خانوادهٔ برخی مسلمانان خارج از کشور از برخی حزب اللهی‌ها هم بهترند. خیلی از دیانت این‌ها تعریف می‌کرد؛ یعنی واقعا تقوا داشتند. آقای کیابش دربارهٔ آقای لنسر تعریف می‌کرد که آقای جوادی آملی مطلبی را گفت و آقای لنسر 25 دقیقه گریه می‌کرد، گفت: من ندیدم گریه‌اش قطع شود، پیوسته اشک می‌ریخت. مانند آب یک چاه آهکی که به پایین رسید. چاه‌های آبرفتی را یک مقدار آب که از آن بکشند باید صبر کنند تا آب جمع شود ولی چاه آهکی را هرچقدر آب از آن بکشید تمام نمی‌شود؛ وقتی به پایین فطرت می‌رسد و بالا می‌زند به این زودی قطع نمی‌شود، نسل ما این‌گونه است.

فطرت در عصر ما حالت انفجاری دارد

مطلبی را به شما بگویم، این‌طور نیست که فکر کنید امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می‌آید، عالم پر از ظلم و جور را تحویل می‌گیرد و جهان پر از عدل و داد تحویل می‌دهد. همه‌اش این نیست؛ امامش فوق العاده است امتش هم فوق العاده است. انسان هم فوق العاده است؛ عصر ما عصر این جوشش است. فطرت در عصر ما حالت انفجاری دارد. نظافت، راستگویی، امانت داری، آزادی خواهی و عدالت خواهی غربی‌ها ریشه فطری دارد؛ منتها عدالت خواهی آن‌ها به کمونیسم انجامیده است. حال اگر بگویم ریشهٔ آن فطرت گرایی بوده است و بعد برای حفظ خودشان آن را منحرف کردند، کسی از من قبول نمی‌کند. آزادی خواهی آن‌ها هم ریشه فطری داشته است؛ اما به این لیبرالیسم تبدیل شده است.

علوم انسانی غرب را به هرچیزی بزنند، آن را می‌میراند

بنابراین سرشتش درست بوده، سرنوشتش خراب شده است. اینکه سرنوشت خراب می‌شود برای چیست؟ این به علوم انسانی مربوط می‌شود، همان‌طور که می‌گویند اگر کیمیا را به مس بزنید، طلا می‌کند، علوم انسانی غرب را به هرچیزی بزنند می‌میراند، چرا؟ چون اولین چیزی را که مورد هدف قرار می‌دهد، آگاهی انسان است؛ مسئله آگاهی مهم‌تر از مسئله توحید است. کسی که در آگاهی خودش شک کند، نمی‌تواند به وحدانیت خدا ایمان بیاورد. میوهٔ توحید بر شاخهٔ شناخت به وجود می‌آید. وقتی این شاخه را بزنید میوه‌اش هم می‌افتد. به‌عبارت دیگر مشکل اساسی در علوم انسانی، شک است. هیچ‌چیز دیگرش را هم در نظر نگیریم، همین همه را خراب می‌کند. وقتی دستگاه شناخت این‌گونه فلج شد برای این‌ها چه می‌ماند؟

جامعه‌شناسی مظهر علوم انسانی است

آقای ژرژ گورویچ هم در کتاب دیالکتیک یا سیر جدالی و جامعه‌شناسی که آقای حبیبی ترجمه کرده است می‌گوید: «اگر جامعه‌شناسی را در جایی بگذارند، باید بالای ورودی آن بنویسند هرکس دیالکتیک‌مآب نیست، حق ورود به اینجا را ندارد.» این دستگاه‌شناختی است. دیگران می‌گفتند کسی که هندسه نخوانده است اینجا نیاید؛ رسم بوده است که این‌چنین می‌نوشتند. این آقا هم در این عصر می‌گوید کسی که دیالکتیک‌مآب نیست، وارد جامعه‌شناسی نشود؛ جامعه‌شناسی مظهر علوم انسانی است. من در سال 58 جلسه‌ای داشتم با اساتید حوزه و دانشگاه دربارهٔ انتقال به تربیت اسلامی، در تالار رودکی که حالا به آن تالار وحدت می‌گویند. آنجا در سخنرانی‌ام چنین بیان کرده بودم که در جنگ احد، حضرت، عبدالله‌بن جبیر و پنجاه نفر دیگر را معین فرموده بودند: اگر دشمن ما را شکست داد و تا مدینه عقب راند، شما این تنگه را‌‌ رها نکنید؛ حتی در حالی که ما آن‌ها را شکست دادیم و تا مکه تعقیب کردیم. خیلی حرف مبالغه آمیزی است فاصلهٔ مکه تا مدینه خیلی زیاد است اما حضرت این‌گونه می‌فرماید تا آنجا را محکم کند؛ یعنی سرنوشت ما به این تنگه بستگی دارد. آنجا گفتم «کرسی علوم انسانی دانشگاه‌ها تنگه احد نظام است». اگر اسلام این کرسی را فتح کرد، عقب ماندگی‌هایش خطری ندارد و همه جبران می‌شود، اما اگر اسلام از فتح این کرسی عاجز ماند، تمام پیروزی‌ها روی هواست.

روان‌شناسی سقف علوم تجربی و فرش علوم انسانی است

در آن کنگره میز گرد گذاشتند و آقای سروش مجری این میزگرد بود؛ من، آقای دکتر محمد شبستری، برادر امام جمعه تبریز، نهاوندی، داوودی و افرادی دیگری که در مجموع 10 تا 12 نفر بودند در آن جلسه شرکت داشتیم. آقای محمد شبستری گفت: شما بین علوم انسانی و علوم تجربی فرق گذاشتید و گفتید ما نمی‌توانیم علوم انسانی غرب را مصرف کنیم؛ اما علوم تجربی‌اش مشکلی ندارد، چگونه بین علم فرق گذاشتید؟ گفتم ما به چیزی علوم انسانی می‌گوییم که تعریف انسان در آن دخیل باشد؛ مثلاً روان‌شناسی. روان‌شناسی سقف علوم تجربی و فرش علوم انسانی است؛ هم‌مرز است. ملاک کلی‌اش این است که هرچیزی به تعریف انسان مرتبط باشد به آن علوم انسانی می‌گویند. مثل این است که «موضوعُ کلِ علمٍ ما یُبحَث فیه عن عوارضه الذاتیّه». اما اگر دقت کنیم علومی مثل پزشکی از دایره تعریف خارج است چرا که پزشکی به انسان کاری ندارد، با بدن انسان سر و کار دارد، بین انسان و بدن انسان فرق است. اگر پزشک سرتاسر عمرش روی بدن انسان کار کند، هیچ ربطی به انسان ندارد. روانِ انسان هم مثل بدن انسان است. در اقتصاد، سیاست، اخلاق و تربیت مسئله انسان مطرح است؛ نه بدن و روان انسان؛ بلکه خود انسان مطرح است. به همین دلیل، متخصصان اعصاب با علوم انسانی ارتباطی ندارند. این‌ها همه‌اش علوم تجربی است و ما نباید بگوییم علوم تجربی و انسانی؛ انسانی و غیرانسانی بهتر است. چرا؟ چون در علوم انسانی نیز تجربه و تئوری داریم و با هر دو کار می‌کنیم.

من در علوم انسانی خیلی از مثال «فوتبال» استفاده می‌کنم؛ فوتبال هم مثل علوم انسانی است چون وقتی ورزشکار می‌خواهد خطا کند، داور جریمه‌اش می‌کند که خطا نکند تا تعداد خطا‌ها کم شود. قانون فیفا هم ــ که قوه مجریه، قوه قضائیه و قوه مقننه دارد ــ به‌طور مرتب این قوانین را وضع می‌کند و این قوانین مرتباً در حال ترقی و تغییر است. محل نزاع اینجاست: «ما فی الانسان» بر «ما فی الشرایط» حاکم است یا «ما فی الشرایط» بر «ما فی الانسان» حاکم است؟ اسلام می‌گوید «ما فی الانسان» بر «ما فی الشرایط» حاکم است و نمونهٔ شرایط را هم می‌آورد؛ آیا از خانواده پیغمبری مثل نوح یا لوط، شرایطی بهتر برای صالح شدن انسان وجود دارد؟ انسان چون مافوق شرایط است و ما فی الانسان بر ما فی الشرایط حاکم است، نوح و لوط نمی‌توانند خانم خودشان را اصلاح کنند؛ چون خانم نمی‌خواهد؛ وقتی نمی‌خواهد این‌ها نمی‌توانند. یعنی ما فی الانسان بر ما فی الشرایط حاکم شده است. آیا از خانواده فرعون شرایط برای مؤمن ماندن کسی سخت‌تر بوده است؟ ما فی الانسان آسیه بر ما فی الشرایطش حاکم شد، انسان این‌طور است، مثلاً همین آیات دقیقاً علوم انسانی است. این‌ها کاربردهای علوم انسانی در جایگاه دستگاه شناخت است.

غرب ضد علوم انسانی عمل می‌کند

بیشترین پایه‌گذاری در علوم انسانی که اسلام و قرآن در مقابل غرب انجام می‌دهد در آیات سورهٔ بقره است؛ غرب ضد علوم انسانی عمل می‌کند. علوم انسانی غرب به انسان می‌گوید همچون کاهی روی دریا هستی که موج تو را از این طرف به آن طرف می‌برد. «وَإذ قُلنا لِلملائکةِ اسجُدُو لآدمَ»‌ یا این آیه «وَ إذ قال ربُّکَ لِلمَلائکة و إنّی جاعلٌ فی الارضِ خلیفةً قالو أتجعَلُ فی‌ها مَن یُفسِدُ فی‌ها و یَسفِکُ الّدماءَ» می‌گویند ملائکه پیش‌بینی می‌کردند این خون می‌ریزد و فساد می‌کنند. در آیه دیگر داریم «و نحنُ نُسَّبِحُ بِحَمدِک...» خداوند خطاب به ملائکه می‌گوید: با اینکه می‌دانم شما خوب هستید و می‌دانم ایشان این‌چنین هستند، اما در این‌ها چیزی می‌بینم که در شما نمی‌بینم «إنّی اعلَمُ ما لاتعلمون» یعنی شأن انسان را بالا می‌برد.

غرب انسان را خوار می‌کند تا بارش کند؛ اسلام انسان بزرگ را بزرگتر می‌کند تا رشدش دهد

بنابراین غرب انسان را خوار می‌کند تا بارش کند و اسلام انسان بزرگ را بزرگ می‌کند تا به کارش گیرد. انسان محصول کارخانه خداست او انسان را ساخت، کاتالوگش را نیز باید خودش بنویسد. ما به کاتالوگ انسان دین می‌گوییم. این مغز تفاوت بین علوم انسانی و علوم تجربی است. خیلی مطلب واضح است، مگر خدا از کارخانه‌دارهای شما دیوارش کوتاه‌تر است؟ او انسان را می‌سازد، شما برایش کاتالوگ می‌نویسید؟

مشکل علوم انسانی این است که وارد حوزهٔ احکام و تکالیف می‌شود؛ یعنی روی مصبّ ادیان حرکت می‌کند؛ علوم انسانی وحدت مصبّ دارد. علوم تجربی وحدت مصبّ و مجرا با دین ندارد. آن کارِ دیگر می‌کند و این کار دیگر، و می‌تواند در خدمت دین باشد؛ اما این یکی نه؛ این درست در حوزه «انسان کیست؟» صحبت می‌کند. دربارهٔ اینکه مجازات و تربیت چگونه است صحبت می‌کند. شما می‌گویید این تناقض است؛ چون هست وحدتش را دارد؛ یعنی عیناً در‌‌ همان جایی که دین حکم می‌کند، او هم حکم می‌کند. حالا دین باید چه‌کار کند؟ دین باید بر اساس مواد اولیه‌ای که دارد به آن شاکلهٔ علمی بدهد.

علم و تعبد چگونه به هم جوش می‌خورند؟

*تسنیم: به‌نظر حضرت‌عالی، چگونه می‌توان میان علوم انسانی و دین پیوند برقرار کرد؟

وقتی سوال می‌کنند شما چگونه علم و دین را به همدیگر قفل می‌کنید جوابش این است که هر علمی برای خودش یک اصول موضوعه دارد؛ اصول موضوعه از اثبات مستغنی‌اند. تا اصول موضوعه را کسی قبول نداشته باشد نمی‌تواند در آن علم قدم از قدم بردارد. انسان‌شناسی در علوم انسانی جزو اصول موضوعه است و به اثبات نیازی ندارد؛ بلکه قراردادی و انتخابی است. غرب انسان‌شناسی خودش را در‌‌ همان حد، مبنا قرار داده و به‌صورت اصول موضوعه پذیرفته است. سپس با تحقیق، فکر و تجربه، علوم انسانی را از آن استخراج کرده است. شما انسان‌شناسی را از دین بگیرید و به‌عنوان قراردادی جزو اصول موضوعهٔ علوم انسانی بگذارید؛ این نیاز به اثبات هم ندارد که شما بگویید چگونه یک امر تعبدی را می‌خواهیم وارد حوزهٔ دین کنیم، این نقطه دقیق این مسئله است که علم و تعبد چگونه به هم جوش می‌خورند.

علوم انسانی واقعی اینجاست نه در غرب/ علوم انسانی غرب را نمی‌شود به‌عنوان علم قبول کرد

چگونه می‌توانیم به یک امر دینی، علمی و به یک امر علمی، دینی بگوییم؟ نکته‌اش این است که انسان‌شناسی جزو اصول موضوعه است و اصول موضوعه به اثبات هم نیاز ندارد. غرب هم انسان‌شناسی‌اش را اثبات نکرده و انسان‌شناسی‌اش فرضی است. حال فرض را عوض می‌کنیم و بقیه‌اش باید علمی باشد؛ یعنی وقتی قطع کردن دست دزد را مطرح می‌کنیم، باید این را به‌طور علمی ثابت کنیم تا بتوانیم آن را در دانشگاه مطرح کنیم، تا شاکلهٔ علمی نداشته باشد پاسپورت ورود به دانشگاه را به آن نمی‌دهند. ما به داده‌های انبیا لباس علم نپوشاندیم و اشتباه کردیم. باید این کار را می‌کردیم. باید تعبدمان را در لفافهٔ تعقل وارد می‌کردیم. اما این را به شما بگویم علوم انسانی واقعی اینجاست نه در غرب. درواقع علوم انسانی غرب را به‌عنوان علم نمی‌شود قبول کرد، اگرچه تجاربشان علم است و مقدمهٔ علمی دارد و قابل استفاده است، مشکلی که آن‌ها دارند این است که چیزهای خوبشان را به‌وسیله این خراب می‌کنند.

برگزاری مسابقه خاطره نویسی و عکس های اردوی طلیعه تاریخ تمدن

مسابقه خاطره نویسی وعکس ویژه شرکت کنندگان اردوی1393 برگزار می گردد.شرکت کنندگان می توانند خاطرات وعکس های خود را به آدرس این ایمیل آدرس توسط سیستم ضد اسپم محافظت شده است. شما میباید جاوا اسکریپت خود را فعال نمایید ارسال کرده و یا به صورت حضوری به دفتر موسسه تحویل دهند.به نفرات برتر جوایز نفیس جنبشی تقدیم خواهد شد.

ثبت نام سومین اردوی نخبگان استان یزد(طلیعه معرفت)آغاز شد...

 

ثبت نام در اردوی سوم نخبگان استان(اردوی تخصصی طلیعه معرفت) را از دست ندهید!

الحمدلله پس از برگزاری دو دوره اردوی نخبگانی استانی، بر آن شدیم که سومین اردو را نیز برگزار کنیم. اردوی اول برای نمونه و به صورت مختصر برگزار شد و پس از دیدن نتایج بسیار خوب کار، اردوی دوم را به حول وقوه الهی، در تابستان 1391 به صورت گسترده برگزار کردیم. اردویی با امکانات کم و نتایج بزرگی که هنوز هم ارتباز با برخی برگزیدگان اردو ادامه دارد. افرادی که بعد از دیدن قوت کاری ساده و بدون حاشیه، خود هم به فکر آرمان های بلندتری در کارهای فرهنگی افتادند و تلاش کردند که به نحو موثرتری در دنیای اطرافشان تاثیرگذار باشند.  

انشاء الله امسال هم پس از ماه مبارک، از 26 تا 31 مرداد ماه سومین اردوی استانی برگزار خواهد شد که امیدواریم مرضی رضای صاحب و مولای ما قرار بگیرد. عنوان اردوی امسال در پی تاکیدات عمیق رهبر حکیم به مقوله توجه بیشتر به نظام آموزشی و ریشه های انحراف تمدنی (سخنرانی اخیر ایشان در قم و بجنورد و برخی دانشگاه ها) به موضوع «سکولاریسم در نظام آموزشی دانشگاه و حوزه، توصیف و راهکار برون رفت» اختصاص یافت. امید که بتوانیم با اتکال به خدا و همیاری تمام تشکل ها و نخبگان استان این امر را به سرانجام برسانیم تا شاید کوچکترین قدمی در راه احیای قوی تمدن اسلامی در ایران و جهان برداریم. 

دو روش ثبت نام در این نوشته به صورت دقیق آمده است. انشاء الله در اردوی امسال کتابی که حاصل از جلسات اردوی پارسال در بحث «علم تمدن ساز» بود خدمت دوستان ارائه خواهد شد. تلاش کرده ایم در سال گذشته نظرات دوستان و اساتید را جمع یندی کنیم و امسال کیفیت کار بیشتر شود. قطعا هنوز هم دیر نیست. لطفا اگر نظر، انتقاد یا پیشنهادی دارید به آدرس ایمیل همین وبلاگ یا این ایمیل آدرس توسط سیستم ضد اسپم محافظت شده است. شما میباید جاوا اسکریپت خود را فعال نمایید بفرستید تا بر دیده منت گذاشته و در صورت توان جامه عمل بدان بپوشانیم. انشاء الله تعالی.  

- برای دیدن عناوین کلی اردوی نخبگان تابستان پارسال با عنوان اردوی علم تمدن ساز  (اینجا کلیک کنید.)

- ریزبرنامه های دقیق اجرا شده برای تمام گروه های شرکت کننده در اردوی تخصصی علم تمدن ساز(اینجا کلیک کنید)  

 

طرح طلیعه معرفت

سومین اردوی آموزشی-زیارتی نخبگان استان یزد

سطح ب. ویژه طلاب و دانشجویان

 

شهریورماه سال «حماسه سیاسی، حماسه اقتصادی»

زمان : 26 /5/1392   الی     1/6/1392

مکان: شهر مقدس قم

با موضوع تخصصی :سکولاریسم در نظام تعلیم و تربیت

(تحلیل علمی-فلسفی-تاریخی نظام آموزشی حوزه و دانشگاه)

این موضوع در تکمیل راهی است که سه سال درباره علم دینی و علم تمدن ساز پیموده ایم.

لذا دوستانی که در اردوهای قبلی شرکت کرده اند در اولویت هستند.

برخی موضوعات فرعی:

1.                   فلسفه تعلیم و تربیت

2.                  تاریخ تعلیم و تربیت

3.                  مدیریت راهبردی علم سکولار

4.                  ماهیت شناسی  و ریشه شناسی سکولاریسم و علم سکولار

5.                  فراماسونری و تعلیم و تربیت

6.                  روش شناسی و پارادایم شناسی علم سکولار

7.                  روند تولید علم غیر سکولار

8.                  سکولاریزم و حوزه های علمیه

9.                  سکولاریزم و دانشگاه

10.                 نظام علم سکولار و راهکارها و راهبردهای برون رفت

11.                 مدیریت و مهندسی تحول بر مبنای علم سکولار

12.                 نظام سیاسی سکولار

13.                 نقش روشنفکران در تأسیس، تثبیت و تداوم علم سکولار

14.                 زمینه های شکل گیری سکولاریزم در غرب، ایران و جهان عرب

15.                 مؤلفه های علم سکولار

16.                 مکاتب ضد سکولاریزم در جهان

17.                 جریان شناسی ادوار سکولاریزم در جهان و خصوصا در ایران

18.                 عرفان های سکولار، حکمت خالده، معنویت عصر جدید، دین نوین جهان

19.                 سکولاریزم در هنر، رسانه و سینما

20.                 بیداری اسلامی پاسخی کوبنده به اندیشه سکولار غرب

 

با حضور اساتید برجسته از حوزه و دانشگاه و بازدید های علمی

 

دو نحوه ثبت نام:

1-از طریق تکمیل فرم در وبلاگ www.nokhbegan.parsiblog.com  و  ارائه حضوری آن به دوستان مسئولی که شماره آنها در بند بعد آمده است یا ارسال فرم به ایمیل این ایمیل آدرس توسط سیستم ضد اسپم محافظت شده است. شما میباید جاوا اسکریپت خود را فعال نمایید. لطفا فرم ثبت نام را به صورت کامل پر کنید که اگر نیاز به مصاحبه حضوری شد، امتیاز بیشتری برای افرادی که دقیق تر فرم ها را پر کرده اند لحاظ خواهد شد.

 2-  تماس تلفنی با شماره های  09130713193 و 09138525914  و دریافت فرم ثبت نام و تکمیل و تحویل آن. 

دوستانی که در خواست ثبت نام در شهرستان ابرکوه دارند، لطفا با آقای فلاح زاده تماس بگیرند: 09127466414

دوستانی که از اردکان و میبد و سایر استان ها درخواست ثبت نام دارند لطفا با آقای مومنی تماس بگیرند: 09191502674

دوستانی که در خواست ثبت نام در بهاباد دارند، لطفا با آقای کارگز تماس بگیرند: 09132596719

آخرین فرصت ثبت نام 16 مرداد ماه 1392

نکته قابل ذکر اینکه تا کنون علاوه بر مجمع هم اندیشی نخبگان استان یزد و کانون اندیشه اسلامی دارالعباده یزد، با تشکل های مختلفی چون فرهنگسرای مهدویت یزد، اتحادیه انجمن اسلامی استان یزد، اتحادیه انجمن اسلامی شهرستان یزد و ابرکوه، انجمن طب سنتی و واحد علمی بسیج دانشگاه علوم پزشکی یزد، موسسه بهشت، موسسه مبلغین راه آینده، انجمن طلاب و فضلای یزدی مقیم حوزه علمیه قم، کانون فرهنگی آموزشی مدرسه عشق، دانش اموزان راهنمایی و دبیرستان مدارس استعدادهای درخشان و شاهد یزد، هیات انصار المهدی (عجل الله فرجه) یزد، کانون فرهنگی هنری عروج یزد، هیات بچه های فاطمه سلام الله علیها، گروه وارثین(فعالین فارغ التحصیل سمپاد یزد)، قرارگاه فرهنگی شهرستان اردکان، کانون فرهنگی تبلیغی ندای بهشت ابرکوه، هیات شهدای گمنام رحمت آباد، فعالین فرهنگی میبد و هرات و مروست و بهاباد نیز هماهنگی هایی شده است. امید که با کمک شما دوستان، این برنامه با قدرت و استحکام و همدلی برگزار شود. از دیگر گروه های فعال نیز دعوت شده است تا با همفکری در بهتر برگزار شدن این اردو ما را یاری رسانند. ان شاء الله.

هزینه ثبت نام: فعلا 60000 (شصت هزار)تومان (هزینه اردو بیشتر از این مقدار می باشد که انشاءالله با کمک برخی خیرین و نهادهای فرهنگی تامین خواهد شد. بیش از 60 درصد تخفیف در هزینه ها داده شده است.)

 

ضمنا بخش دانش آموزی این اردو نیز، انشاء الله برگزار خواهد شد که به زودی همین جا اطلاع رسانی خواهد شد.

کانون اندیشه اسلامی دارالعباده یزد / مجمع هم اندیشی نخبگان استان یزد/ تابستان 1392 با همکاری تشکل های فرهنگی استان یزد

رزومه اساتید اردوی نخبگان 1391 / استاد آیه الله محمود رجبی ...... سه شنبه 1/5/92
رزومه اساتید اردوی نخبگان / استاد ناصر سقای بی ریا ...... سه شنبه 1/5/92
رزومه اساتید اردوی نخبگان / استاد سیداحمد رهنمایی ...... سه شنبه 1/5/92
رزومه اساتید اردوی نخبگان/ استاد ذبیح الله نعیمیان ...... سه شنبه 1/5/92
رزومه اساتید اردوی نخبگان / استاد حسین سوزنچی ...... سه شنبه 1/5/92
رزومه اساتید اردوی نخبگان / استاد محمدعلی لیالی ...... سه شنبه 1/5/92
رزومه اساتید اردوی نخبگان / استاد حسن غفاری ...... سه شنبه 1/5/92
رزومه اساتید اردوی نخبگان / استاد سیداحمد فقیهی ...... سه شنبه 1/5/92
رزومه اسایتد اردوی نخبگان/ استاد مجتبی درودی ...... سه شنبه 1/5/92
رزومه اساتید اردوی نخبگان / استاد علی مصباح یزدی ...... سه شنبه 1/5/92
رزومه اساتید اردوی نخبگان/ استاد علی جابری ...... سه شنبه 1/5/92
رزومه اساتید اردوی نخبگان/ استاد مهدی ابوطالبی ...... سه شنبه 1/5/92
رزومه اساتید اردوی نخبگان 1391 /استاد حسن عباسی ...... سه شنبه 1/5/9

 

 

طلیعه حکمت

*برای ثبت نام، فرم ثبت نام اردو را  از این آدرس دانلود کرده و پس از کامل کردن دقیق و جدی آن، به ایمیل این ایمیل آدرس توسط سیستم ضد اسپم محافظت شده است. شما میباید جاوا اسکریپت خود را فعال نمایید">این ایمیل آدرس توسط سیستم ضد اسپم محافظت شده است. شما میباید جاوا اسکریپت خود را فعال نمایید یا دوستان رابط خود فرم را تحویل داده تا مراحل بعدی گزینش و ثبت نام به اطلاع شما عزیزان برسد.   *بروشور تبلیغی اردوی نخبگان استان یزد(طلیعه حکمت که فعلا ویزه آقایان می باشد.) می توانید از این آدرس آنرا دانلود کرده و هر چه زودتر نسبت به ثبت نام دوستان نخبه فرهنگی و علمی خود اقدام کنید و آنرا به اطلاع دوستان خود برسانید. از طریق تماس با شماره های ذیل و گرفتن حضوری برگه های ثبت نام هم می توانید ثبت نام داشته باشید:  09362388530 - 09133590366*برای دیدن برنامه های اردوی طلیعه حکمت فایل وردی را از این آدرس دانلود بفرمائید. هزینه ثبت نام: سی هزار تومان می باشد.

کلیات اردو: طبق برنامه های پیش بینی شده، ان شاء الله این اردو، با ظرفیت 150 نفر از نخبگان فکری فرهنگی استان یزد در جوار بارگاه ملکوتی حضرت معصومه (سلام الله علیها) به مدت 5 روز و 2 روز در تهران برگزار می گردد. از اهداف عمده طرح، آشنایی بیشتر مخاطبین با ماهیت جنبش نرم افزاری و شاخه های آن، تمدن اسلامی و علم دینی، اندیشه های علمی دینی، ارزش های اخلاقی، آشنایی با موسسات علمی آموزشی خاص در این موضوع، بهره گرفتن از اساتید ممتاز حوزه و دانشگاه و همچنین بازدید از اماکن علمی، فرهنگی و زیارتی می توان نام برد.

 گروههای آموزشی شامل گروههای ذیل می باشد

گروه 1: به یاد اندیشمند شهید، سید مرتضی آوینی: دانش آموزان سوم راهنمایی و اول دبیرستان

گروه2: به یاد دانشمند شهید، احمدی روشن: دانش آموزان دوم و سوم دبیرستان

گروه3: به یاد دانشمندشهید، شهریاری: دانش آموزان پیش دانشگاهی

گروه4: به یاد متفکر شهید، استاد مرتضی مطهری: طلبه و دانشجو

گروه 5: به یاد طبیب شهید، دکتر پاک نژاد: ویژه دانشجویان پزشکی

***برنامه اردو به مدت 7 روز می باشد که از تاریخ شنبه 11/6/1391 شروع و روز جمعه17/6/1391 پایان می یابد که 5 روز آن در شهر مقدس قم و 2 روز آن در شهر تهران می باشد. ضمناً برنامه آموزشی در شهر مقدس قم به تفکیک پنج گروه آموزشی، به شرح ذیل می باشد.(هماهنگی ها با موسسات پژوهشی و اساتید مختلف ادامه دارد و ممکن است برنامه با تغییراتی مواجه شود.)

***با حضور اساتید برجسته حوزه و دانشگاه چون:حجه الاسلام سید احمد فقیهی(بحث اخلاق علمی) /  حجه الاسلام دکتر سید احمد رهنمایی(فلسفه تعلیم و تربیت در غرب/آینده شناسی در غرب) / حجه الاسلام دکتر درودی(مباحث مدیریت زمان)  / استاد حسن  عباسی(مباحث علوم راهبردی و آینده شناسی)  / استاد اخوت (روش تدبر در قرآن و انسان شناسی قرآنی) / دکتر مجید طرقی(اصول بنیادین تربیت اسلامی) / دکتر محمود حکمت نیا (روش شناسی علوم) / حجه الاسلام دکتر سلمانیان(اندیشه صدور انقلاب حضرت امام خمینی) / حجه الاسلام دکتر غفاری فر(مبانی و موانع و راهکارهای علم تمدن ساز) / استاد محمد حسن جعفرزاده (مهندسی تمدن اسلامی) / استاد موسی مهدی هاشمی (فلسفه تعلیم و تربیت در اسلام) / حجه الاسلام دکتر مهدی ابوطالبی(ضرورت مطالعه جدی تاریخ معاصر) ... بقیه اساتید در حال هماهنگی هستند

***برنامه یازدیدها: حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها / مسجد مقدس جمکران / حرم مطهر حضرت امام خمینی رحمه الله علیه / مؤسسه آموزشی- پژوهشی امام خمینی (رحمه الله علیه) / مرکز تخصصی کامپیوتری علوم اسلامی نور / آسایشگاه جانبازان و معلولین دفاع مقدس / پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی /  قرارگاه قرب نوح (علیه السلام) /  و دیدار با علمای عظام قم  (مراکز در حال هماهنگی بیشتر هستند)

***سرفصل دروس:درس های عمومی برای تمام سطوح به شرح ذیل است:مدیریت زمان /  روش تدبر در قرآن /  انسان شناسی در قرآن / ضرورت مطالعه جدی تاریخ معاصر / اصول بنیادین تربیت اسلامی / تاریخ مشروطه / مهدویت و آینده شناسی / فلسفه تاریخ قرآنی / مبانی نقد فیلم وسواد رسانه ای / تغذیه و طب اسلامی / الزامات استراتژیک ساخت ایران /  جنگ های امروز و آینده / فرصتهای جهانی انقلاب اسلامی / مدیرت فرهنگی در دفاع مقدس / مدیریت جهادی در آینده سازی فرهنگی و علمی

دروس سطح یک و دو(دانش آموزان دبیرستانی):تاریخچه جنبش نرم افزاری / جنبش نرم افزاری در کلام امامو رهبری / چرایی افول تمدن اسلامی / مهندسی فرهنگ و تمدن / بیداری اسلامی / نقد نظام آموزشی / مدیریت زمان و تحصیل / نقشه جامع علمی کشور  

دروس سطح سه و چهار(طلاب و دانشجویان):روش شناسی علوم / جهت‌داری علوم / موانع جنبش نرم‌افزاری و تولید علم / راهکارهای جنبش نرم‌افزاری و تولید علم / چرایی افول تمدن اسلامی / فلسفه علم وبحث علم و دین / مهندسی فرهنگ و تمدن / نقشه جامع علمی کشور / تحلیل ماهیت تکنولوژی / فلسفه سیاسی اسلام / بیداری اسلامی وصدور انقلاب / مبانی فکری دشمنان اسلام در قرآن

دروس سطح پنج(ویژه دانشجویان پزشکی):نگاهی به طب سنتی- سینوی /  فلسفه طب سنتی و مدرن / طب و صهیونیسم / طب و تربیت / روش شناسی علوم / جهت‌داری علوم / نقشه علمی کشور / فلسفه علم و علم دینی / تحلیل ماهیت تکنولوژی / مهندسی فرهنگ و تمدن / چرایی افول تمدن اسلامی / فلسفه سیاسی اسلام

یک الگوی خوب برای کارهای علمی فرهنگی:اردوی نخبگان استان یزد(طلیعه حکمت۱)

سختی های کار فرهنگی و مذهبی در استان یزد

بیش از پانزده سال است که دوستان طلبه و دانشجوی مذهبی در شهر یزد، به سختی و با امید، با سبک جدید و تاثیرگذاری مشغول کار فرهنگی هستند و آثار آن به عیان واضح است. یک روز حوالی سال ۱۳۷۷ در زمانه دولت اصلاحاتچی ها، در یزد می خواستیم در هیاتمان جشن تولد رهبر عزیز را بگیریم که چند لات قمه به دست از جنگل یزد، عکس های حزب مشارکت را بر سردر خانه بچه هیاتی ها می زدند و دم درب می ایستادند تا ما نتوانیم صدای ضعیفی هم در حمایت از رهبری و انقلاب اسلامی برداریم. حضور پر رنگ مهندس سفید و دفتری های  امام جمعه سابق و مجمع روحانیون مبارز و مشارکت و تابش و خاتمی و ... در یزد هم  مزید بر علت شده بود که غربزدگی و ماهواره بینی در یزد، روز به روز زیادتر شود. تبلیغات مسموم بهائی ها و صوفی ها و وهابی ها هم در یزد نگران کننده بود. گرچه مردم متدین بودند ولی دین تقلیدی سنتی، در کنار دنیاطلبی دوران سازندگی و عشق به علم مدرن بدون توجه به ریشه های تئوریک آن، جلوی برخی تهاجمات فرهنگی کم می آورد، گرچه می تواند مبنای کارهای عمیق قرار بگیرد و انسان های متدین عمیق هستند که تحول آفرین و خط شکن می شوند.

نگاهی تاریخی به فعالیت فرهنگی ۱۵ سال اخیر در یزد

 ... اما برخی دوستان جهادگر عرصه فرهنگ که در حوزه های علمیه و پایگاه های بسیج و اتحادیه انجمن های اسلامی دانش أموزان استان یزد و جلسات قرآنی مثل کانون قرآنی مسجد قیام تربیت شده بودند، وارد عمل شدند و چند هیات مذهبی زدند و شروع به کار جدی کردند. بعد از آن کانون های خوبی در دانشگاه ها تاسیس شد و بسیج دانشجویی و نهاد هم جدی تر از قبل وارد عمل شدند و بچه های مذهبی با جدیت و عالمانه وارد کار شدند. تاثیرات عجیبی دیده شد و روز به روز بیش از گذشته کار شد. کم کم طیف بسیار قدرتمند اجتماعی و نه سیاسی در یزد پدید آمدند و تاثیرات مهمی بر مجامع فرهنگی و مذهبی و علمی و سیاسی شهر گذاشتند.
 اکثر بچه های مذهبی یزد اصالتا فرهنگی و ولایی هستند تا سیاست زده و غربزده، لذا کارهایی که امثال طرح ولایت و اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان و نهاد و بسیج دانشجویی و بسیج دانش آموزی و مرکز تبلیغی آینده سازان و هیات انصار ولایت و مدرسه عشق و بچه های فاطمه و انصارالمهدی و فرهنگسرای مهدویت و انصارالزهرا و گروه مجاهد شهید سید عباس موسوی و ... انجام می دادند، ثمرات خوبی داد و طیفی از جوانان و نوجوانان قوی و اندیشه ورز تشکیل شدند که نیاز بود کارهای عمیق تری صورت بگیرد. اینجا بود که گروهی ازدانشجویان دانشگاه آزاد یزد، دست به تاسیس کانون جنبش نرم افزاری محبان الزهرای دانشگاه آزاد با همکاری نهاد دانشگاه زدند و بدین وسیله با برگزاری مدام اردوها و جلسات علمی و پژوهشی در دانشگاه باعث شدند که سایر گروه های فرهنگی و تبلیغی در یزد هم دست به کار امور عالمانه تری شوند. تا اینکه دانشگاه یزد هم با همکاری بسیج و نهاد و با همفکری بچه های کانون محبان الزهرای دانشگاه آزاد، نیز به همین سمت و سو کشیده شدند. گرچه همه اینها از طرح ولایت بسیج دانشجویی و موسسه امام خمینی استفاده فراوانی کرده بودند.
 
بلندتر شدن افق دید کار فرهنگی و تمدن سازانه اسلامی در یزد امروز
 دیگر نگاه بچه های یزدی از سطح زندگی روزمره به سمت افق های بلند تمدن سازانه پیشروان حوزه علمیه شیعه در قم و نخبگان مسلمان دانشگاهی، دوخته شده بود و روز به روز این درخت حیات، ثمرات خویش را بیش از گذشته نشان می داد. اکنون برخی از همان بچه های ۱۵ سال پیش، از اساتید خوب و مطرح مراکز علمی استان و خارج از استان هستند و مشغول کارهای عمیق تر و راهبردی ترند، ولی هنوز هم راه نرفته بسیار است. باید در صحنه بود و نسل جدید را نیز دریافت بیش از گذشته، چرا که نوع و شدت تهاجمات کمتر نشده و بلکه در برخی امور بیش تر شده است، گرچه امکانات رشد چند برابر بیش از همه اینها شده است. اساتید عالی و متعهد قم و تهران، دیگر یزد را خوب می شناسند و عمق اندیشه بچه های یزدی را می دانند. خدا را شکر که جدیدا گروه فرهنگی تبلیغی ندای بهشت ابرکوه و قرار گاه فرهنگی اردکان و موسسه مبلیغین راه آینده و طرح ضیافت دانشجویی و اساتید و انجمن های اسلامی دانش آموزی و هیات های انقلابی و ... هم در شهرهای استان فعال شده اند و رشد و تعمیق کارها در استان به سرعت در حال زیاد شدن است و باید انسجام و همیاری دوستان بیشتر شود تا دشمن بیش از گذشته عقب بکشد. قطعا دیگر هیچ کس نمی تواند این حرکت عمیق و مردمی را متوقف کند.
 

و امروز: اردوی علم تمدن ساز "طلیعه حکمت"، برای نخبگان استان

... و امروز جمعی از دوستان "کانون اندیشه اسلامی دارالعباده یزد" و "مجمع هم اندیشی نخبگان استان یزد" تصمیم گرفته اند به این تعمق و تامل تاریخی یزدی های انقلابی کمک کنند و به مدد همه تشکل های فرهنگی استان وشهرستان ها، در راه اعتلای آرمان های متعالی خمینی کبیر بکوشند. اردوی نخبگانی طلیعه حکمت که فعلا فقط مخصوص برادران طراحی شده است